کمک
جمعه بعد از تفریح کامل داشتیم خیابونارو متر میکردیم(همراه با دوستم) یک آن چشمم افتاد به سازمان اهدای خون
چند روز قبل از این موضوع داشتم به این فکر میکردم که چطوری باید اقدام کرد برای اهدای خون.
وقتی چشمم به این سازمان افتاد رفتم تو فکر برای اینکه اقدام کنم برای اهدای خون
چون هستند افرادی که واقعا محتاج این خون اهدایی ما هستند.
بعد خدارو شکر کردم برای سلامتی که بهم داده ولی از این سلامتیم هیچجوره استفاده نمیکنم
منو ببخش
بعد به این نتیجه رسیدم که ما با اهدای خون به سلامتی خودمونم کمک میکنیم.
من میخوام اقدام کنم شماهم اگه دوست دارید اقدام کنید چون شاید بتونیم به یه کودک یا جوون یا میانسال یا یه آدم پیر کمک کنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت 12:29 توسط جوجو طلا
|
دستهایمان را به نشانه ی دوستی بی حد در دست هم می نهیم برای گفتن ناگفته هایی که باید گفته شود .