★ بی بهانه ★

★☆★ஜ════ஜ۩۩ஜ════ஜ

ஜ═══ஜ۩۩ஜ═══ஜ★☆★

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم 
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من هم چوگل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ دل پیچک باش
من هم بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریاشدم و تو را به ساحل دیدم
گفتی که بیاولحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به وقت پاییز
گل دادم و با ترنم ات روئید
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه ئ بی وفائیت رنجیدم 
گفتم که بهانه هایت کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
دستهایمان را به نشانه ی دوستی بی حد در دست هم می نهیم برای گفتن ناگفته هایی که باید گفته شود .