گاه یک تصویر چقدر زیبا می تواند، مفاهیمِ عمیق فلسفی و معرفت شناسی را نشان دهد.
التماس دعا .
★ ماه رمضان و کوله باری از گناه ★
شعربزرگان
قصد من
فریب خودم نیست دل پذیر!
قصد من
فریب خودم نیست.
اگر لب ها دروغ می گویند
از دست های تو راستی هویداست
و من از دست های توست که سخن می گویم.
بر هر سبزه خون دیدم
در هر خنده درد دیدم
تو طلوع می کنی من مجاب می شوم
من فریاد می زنم
و راحت می شوم.
من زندگیم را خواب می بینم
من رویا هایم را زندگی می کنم
من حقیقت را زندگی می کنم.
قصد من
فریب خودم نیست دل پذیر!
قصد من
فریب خودم نیست.
بهار دیگر – احمد شاملو

مهمونی
فردا اذان صبح مهمونی شروع میشه! همه اتون رو فردا شب پای سفره افطار میبینم...
راستی! میدونم یادتون نرفته ولی توبه و اخلاص و ترک محرمات رو بذار تو ساکت یه جا دم دستت! و راستی شماره دو! حالا که یه مهمونی میریم که دست و پای شیطون بسته است تا میتونیم به خدا نزدیکتر بشیم و برا هم دعا کنیم!
التماس دعا
شعری از جامی بزرگ
پدري با پسري گفت به قهر
که تو آدم نشوي جان پدر
حيف از آن عمر که اي بي سروپا
در پي تربيتت کردم سر
دل فرزند از اين حرف شکست
بي خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسيار کشيد و پس از آن
زندگي گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والايي يافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزي بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمده از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غايت خودخواهي و کبر
نظر افکند به سراپاي پدر
گفت گفتي که تو آدم نشوي
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پير
خنديد و سرش داد تکان
گفت اين نکته برون شد از در
من نگفتم که تو حاکم نشوي»
« گفتم آدم نشوي جان پدر
جامي






دستهایمان را به نشانه ی دوستی بی حد در دست هم می نهیم برای گفتن ناگفته هایی که باید گفته شود .