روز من
اين روز مي تونه روز تولد باشه يا روز بدنيا اومدن فرزند يا روز ازدواج يا هر روز
ديگه 25 تير 1391 براي من يكي از اون روزهاست كه جزو بهترينهاي منه .
التهاب رسيدن ، ديدن ، نگاه كردن ، بوييدن ، بوسيدن و لذت بردن ...
همه نشون از يه روز خوب رو بهم گوشزد مي كرد .
بعضي وقتها كلمه نمي تونه اون حس واقعي رو كه درون دل آدم شكل
ميگيره رو به رشته تحرير در بيارن ولي هميني كه مي دوني داري مي نويسي
از اونيكه خيلي وقته منتظرش بودي و به نوعي نيمه گمشده ات بوده ،
برات يه دنيا مي ارزه . پشت نگاهها ميگن خيلي حرف نشسته و تو بايد
زبون خوندنشو بدوني ،
پشت بعضي از به ظاهر ناراحتي ها هزاران دوست دارم ها نهفته ،
پشت خيلي از كلمات معكوس وار هم فرياد دوست دارم ها شنيده ميشه ،
پشت خيلي از شوخي ها هم دوست دارم ها نهفته هست ، و .....
فقط اين مهمه كه تو بدوني ، بخوني ، لمسش كني كه واقعن دوست داره .
لذت دوست داشتن همونقدر شيرينه كه در دوست داشتنش به دلت ميشينه .
دوستش دارم و ميدونم دوستم داره .


ولادت بــا سعـــادت 



دستهایمان را به نشانه ی دوستی بی حد در دست هم می نهیم برای گفتن ناگفته هایی که باید گفته شود .