سکوت
روزای سخت نبودن با تو خلا امیدو تجربه کردم
داغ دلم که بی تو تازه میشد همنفسم شد سایه ی سردم
تورو میدیدم از اون ور قلبم که میخواستی سرسری ازم رد شی
آسمون بی تو خط خطی کردم چجوری میتونی انقدِ بد شی
سکوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه
روزای سخت نبودن با تو دور نبودنتو خط کشیدم
تازه میفهمم اشتباهم این بود چهره ی عشقمو غلط کشیدم
عشق تو دار و ندار دلم بود اومدی دارو ندارمو بردی
بیا سوکتتو بشکن و برگرد که هنوزم تو دل من نمردی
سکوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه
پ.ن:تازه میفهمم اشتباهم این بود چهره ی عشقمو غلط کشیدم
دستهایمان را به نشانه ی دوستی بی حد در دست هم می نهیم برای گفتن ناگفته هایی که باید گفته شود .