یاد تو
باران قطره قطره میبارد
صدای رعد
نگاه تو
درخشش زندگی در چشمان تو
باران شدت گرفت
یادم از تو میآید
لحظهای همه جا روشن شد
صدای رعد
نبض قلبم در تبسم مهربانت
به شمارش میافتد
دستان تو
آغوش تو
لبخند تو
قطره قطره میبارد
از چشمان من نیز....
آه چه خیال باطلی...
افسوس! چه رویای محالی...
صدای رعد
نگاه تو
درخشش زندگی در چشمان تو
باران شدت گرفت
یادم از تو میآید
لحظهای همه جا روشن شد
صدای رعد
نبض قلبم در تبسم مهربانت
به شمارش میافتد
دستان تو
آغوش تو
لبخند تو
قطره قطره میبارد
از چشمان من نیز....
آه چه خیال باطلی...
افسوس! چه رویای محالی...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸ ساعت 15:33 توسط آن شرلی
|
دستهایمان را به نشانه ی دوستی بی حد در دست هم می نهیم برای گفتن ناگفته هایی که باید گفته شود .