شعر قیصر امین پور
شب عبور شما را شهاب لازم
نیست
که با حضور
شما آفتاب لازم نیست
در این چمن که ز گلهای برگزیده پر
است
...
برای چیدن
گل٬ انتخاب لازم نیست
خیال دار تو را خصم از چه می
بافد؟
گلوی شوق که باشد طناب لازم
نیست
ز بس که گریه نکردم گلوی بغض
شکست
برای غسل دل مرده آب لازم
نیست
کجاست جای تو؟ -از آفتاب می
پرسم-
سوال روشن ما را جواب لازم
نیست
ز پشت پنجره برخیز تا به کوچه
رویم
برای دیدن تصویر قاب لازم
نیست
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۰ ساعت 21:32 توسط بی اسم
|
دستهایمان را به نشانه ی دوستی بی حد در دست هم می نهیم برای گفتن ناگفته هایی که باید گفته شود .