سلام به همه ی خواننده های ناگفته های گفتنی

این شعر به درخواست آن شرلی عزیز که الان چند وقتیه گرفتار و نمیتونه به وبلاگ بیاد گذاشته شده.

امیدوارم در نبودش از شعر انتخابیش لذت ببرید.

در عبور از زمستان
ايستاده
ابر و
باد و
ماه و
خورشيد و فلك ار كار
زير اين برف شبانگاهي
بدتر ازكژدم
مي گزد سرماي دي ماهي
كرده موج بركهدر يخ برف
دست و پاي خويشتن را گم
زير صد فرسنگ برف
اما در عبور است از زمستان دانه گندم

دكتر محمد رضا شفيعي كدكني