من به چشم های بی قراره تو قول میدهم ریشه های ما به آب شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز میشویم

                                                                   قیصر امین پور

کلید من کجاست؟

همه‌ی ما ها تو زندگی‌هامون به مشکلاتی برمی‌خوریم... مهم نیست قفل‌ها دست کیه! مهم اینه که همه کلیدها دست خدا است...

نا امیدی

به روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
 او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل
خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد، بهاي گران داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد ...
كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟ 
شيطان پاسخ داد :
اين نوميدي و افسردگي است .
 آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند، فقط با اين وسيله مي‌توانم در قلب
 انسان‌ها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم.
 اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و
 اندوه وا دارم، مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام. به همين دليل اين
 قدر كهنه است.

ترس

هر آن کس عاشق است از جون نترسد

عاشق از کندو و زندون نترسد

دل عاشق بود گرگ گرسنه

که گرسنه از هی هی چوپان  نترسد

 

دل

آن سینه که از داغ تو خنجر نخورد

از میکده های راز ساغر نخورد

هر دل که زسوز عشق رنگی نگرفت

جز سنگ شدن به درد دیگر نخورد