همیشه عاشق

همیشه عاشق

همیشه تنها

همیشه گریان

همیشه خندان

همیشه

همیشه

همیشه

.

.

.

حس عاشقی خیلی خوبه و توش این حس ها بیشتر بیداد می کنه .البته کاش من هم بکشم یا کشیدم اما نمی خوام بگم ، نمیدونم . اما تنها آرزوم اینه که همیشه عاشق باشید .



 امروز هم یکی دیگه از روزهای زندگیم داره شروع میشه .نمی دونم میتونم یک روز خوب رو برای خودم به وجود بیارم یا نه .اما این رو می دونم که هرچی بشه خودم بوجود میارم .اما یک مسئله ای که هست یاد با یاد اون بودن نیز خیلی کمک می کنه که روز من بهتر بشه .


دلم تنگه برای یه جای خلوت که بشینم و شاید دراز بکشم ، فرقی نداره فقط می خوام تنها باشم و یکم با خودم تنها بشم . با خودم که یه چند وقتی میشه ندیدمش و بشینم باهاش درددل کنم .

شاید من ساکت بشینم و خودم برای من صحبت کنه یا برعکس خودم بشینم و من برای خودم صحبت کنه .

هنوز که دنبال یه جای دنجم .

حیف هرجا میرم شلوغه .شاید خدا نمیخواد من جای دنج پیدا کنم .

یا ....


هر وقت به یادش میافتم قلبم تالاپ تالاپ میزنه .به عکسش نگاه می کنم همینطور .وقتی هم میبینمش زدن قلبم دوچندان میشه .همیشه خاطراتش زیبایی میده به قلب خستم . ایکاش همیشه اون فصلی باشه که من می خوام و دوستش دارم چون بهترین احساساتمو تو اون فصل از وجودم فوران می کنه . حالا این نوشته هم یکی از اون احساساته البته نه تو فصلی که من عاشقشم .

شروع

سلام به همه کسانی که این وبلاگ رو می بینند و تا آخر باهام میان